سلام .. همين !
امروز آمده ام تا به بهانه سالروز تولدم وبلاگم رو به روز كنم اما نمي دونم چي بگم !
حدود بيست سال پيش من در چنين روزي به دنيايي كه نمي دونم سرانجامش چه خواهد شد لبخند زدم ! و امروز به پشت سرم كه نگاه مي كنم مي بينم بيست تا بهار و خزان را پشت سر گذاشته ام . خوب يا بد ، زشت يا زيبا .
و امروز اينم كه هستم : خوب يا بد ... !
شکست ، پيروزي، غم ، اندوه ، شادي ، زشت و زيبا ، خوب و بد از همه نوع ديده ام ...( و احتمالا خواهم ديد!) امروز به خودم كه مي رسم مي بينم هنوز آغاز راهست !
با اين همه :
اي وجودي كه وجودم زوجودت بوجود آمده است *** قربان وجودي كه وجودم زوجودش بوجود آمده است
پس فردا باز هفت سين باستانيمان پهن مي شود : سيب و سبزه و سمنو و سير و سركه و سكه و سجاده !
امسال هم سين هاي هفت سينمان بوي حسين (ع) مي دهند !
سجاده سين هايمان از بوي تربت پر است ... و سقا ... سقا ...سقا ...!
اصلا همهي سين ها را كه برداريم : سيب و سبزه و سمنو و سير و سركه و سكه ؛
و تنها سقا و سجاده را كه بگذاريم همهي هفت سينش جور مي شود !
به اين بهانه اين عكس را تقديم مي كنم اول به ساحت مقدس سقاي دشت كربلا و بعد به همهي آناني كه با هفت سينشان به نو بهار سلام مي دهند :
::> سـوز عـطـش :
+
نوشته شده در شنبه 27 اسفند1384ساعت 22:22 توسط علی احمدی
|
با سلام و عرض ادب خدمت تمامي دوستان خوبم و همهي خوانندگان و بينندگان اين وبلاگ !
با احترام به تك تك شما عزيزان و همچنين احترام مظاعف به نظرات خوبتان :
متاسفانه با درج مطلب زير كه در آن از تشبيهات و جمالات ادبي از قبيل : « دختر آفتاب » « غزل» و ... استفاده
شده است برخی سوء برداشت هایی صورت گرفته است. توضیح اینکه :
در ادبیات ممکن است هر گونه تشبیه و استعاره و یا کلمات و ترکیب های ادبی بنا به ذوق نویسنده در متنی بیاید
ولی تقریبا تمامی اینان مجازی بوده و وجود خارجی ندارند. لذا ضرورتی برای سوق دادن افکار خواننده به سوی
موضوعات حقیقی و دیگر نمی باشد.
(مثل: دختر آفتاب ـ عروس ماه ـ دختر بهار ـ و...)
هر نویسنده و یا هر انسان در زندگی شخصی اش ممکن است رویاهایی در ذهن خود بیافریند و برای آن سمبلی
برگزیند ولی اینها در دنياي حقيقي جايي نداشته و دلیلی برای سوء برداشت اطرافیان نمی باشد.
از این رو مطلب زیر تنها کلماتی با ذوق و قریحه من را در خود جای داده و کاملا شخصی می باشد.
لذا هر گونه سوء برداشت را در رابطه با مطلب زیر نفی و تکذیب می نمایم.
با تقدیم صمیمانه ترین احترامات
علی احمدی ـ مدير وبلاگ
راستي يادم رفت بگم :
فردا تولد منه
تولدم مبارك !!
+
نوشته شده در جمعه 26 اسفند1384ساعت 13:17 توسط علی احمدی
|
سلام ... صاف و ساده !

آنهم پس از مدتي كه از بلاگم دور بودم !

بله ... پس از مدتي كه بعلت مشغله هاي روحي و ذهني و گرفتاري هاي كاري از وبلاگم دور بودم ... اينك در آستانه شكفتن شكوفه هاي بهار نارنج و با تولد دوباره ام به شما سلام مي دهم !
سرانجام دختر آفتاب بر سرزمين سرد و يخ زده وجودم تابيدن گرفت و مرا با هرم وجودش از تهاجم اندوه رهانيد .
اكنون من آمده ام در آستانه فصلي از آغاز و در امتداد خطي از دفتر غزلم .
با من باش تا هميشه
بانوي آب و آفتاب و آينه
تا با تو تقسيم كنم
بند بند غزلهايم را
***
راستي ... روز ۲۷ اسفند يعني رو شنبه تولدمه ...


از همين الان :
تولدم مبارك ! 
***
خب حالا جا داره كه يه عكس توپ هديه كنم اول به آنكه مرا از اين غربت رهانيد و بعدشم به همه دوستان خوبم كه منو اينجا تنها نمي ذارن :
اين دوتا رو تو يكي از روستاهاي اطراف شهرمون ديدم ... با هم از تو يه خونه در اومدن ... با هم گشتي زدن ... با هم ايستادن و به اطراف نگاه كردن ... و با هم رفتن ... و من تمام اين مدت اونا رو نگاه مي كردم و چندتا شات ازشون گرفتم ...
دوستدار همه شما : علي
+
نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند1384ساعت 23:55 توسط علی احمدی
|
« اين وبلاگ تا اطلاع ثانوي تعطيل شد »
در صورت تمايل به ارتباط با مدير وبلاگ مي توانيد به ايميل : ali_tabasom2000@yahoo.com
ميل بزنيد. همچنين علاقمندان مي توانند گالري عكس هاي من را از طريق زير تماشا كنند:
گالري عكس من در فوتو دات آي آر
گالري عكس من در فليكر دات كام
به پرندهاي مي مانم
كه بر بلندترين دار دنيا آشيانه كرده است
و به اعدام پرواز خويش خو گرفته است
تمام زندگي ام
بر چوبهي داري مي رقصد
كه گاه با وزش باد جلو مي رود و
گاه به عقب باز مي گردد
براي تمام لحظه هاي برباد رفته ام
آوازي دوباره ساز كرده ام
پاي چوبهي داري خواهم رقصيد
كه شعلهي دردهاي من مي سوزاندش
** بدرود **

+
نوشته شده در سه شنبه 2 اسفند1384ساعت 19:40 توسط علی احمدی
|